پيشگفتار

بسم الله الرّحمن الرّحیم

درهمۀ امور از خداوند یاری می خواهیم

الحمدلله استفتاحا بحمده، وصلّی الله علی محمّد رسوله و عبده،1 و علی الائمة الطاهرین من اهل بیته اجمعين. امّا بعد، از آنجا که ادّعاها و نقطه نظرها فراوان شده، مذهب ها و گرایش های گوناگون پدید آمده، اعتقادات تازه ای اختراع شده، امّت2 [اسلامی] گروه گروه و دسته دسته گردیده، بسیاری از سنّت ها کهنه شده و از میان رفته، بدعت های نوینی پدیدار شده و اوج گرفته، هر فرقه ای از فرقه های گمراهی، برای خود از میان نادانان رئیسی3 برگزیده و به تقلید از او و به پیروی از فرمانش بدون هیچ دلیلی از کتاب و سنّت یا اجماعی از سوی ائمه و امّت، صرفاً بر اساس قول آن رئیس، حرام را حلال و حلال را حرام کرده است، در این اوضاع به یاد فرمایش پیامبر خدا(ص) افتادیم:4 «بی تردید شما همان راههایی را خواهید پیمود که امّت های پیشین رفتند، بدون کم و کاست و همانند پَر هایِ تير ها که یکسان در کنار هم قرار گرفته اند؛ به گونه ای که اگر آنها به سوراخ سوسماری وارد شده باشند، شما نیز داخل خواهید شد.» و در حدیث دیگری آمده است: «شما قدم در سُننی1 می نهید که پیشینیان شما رفتند: وَجَب به وَجَب، و قدم به قدم؛ حتی اگر به لانۀ زنبوری رفته باشند، شما نیز می روید.2» پس افراد امّت ـ به جز آنها که از طریق طاعت خدا، طاعت رسول خدا و اولیائش که خداوند طاعتشان را واجب کرده، در پناه خدا قرار دارند ـ همانند کسانی از امّت های گذشته هستند که خداوند داستانشان را چنین حکایت کرده است: «کشیشان و دیر نشینانِ خود را خدایان خود گرفتند و خداوند را رها کردند.». 9/31

از جعفر بن محمد(ع) روایت شده است که پس از تلاوت این آیه فرمود: به خدا سوگند که [این راهبان و کشیشان] نه برای مردم روزه گرفتند و نه نماز خواندند؛ بلکه حرامی را حلال کردند؛ مردم نیز حلال دانستند و حلالی را حرام کردند؛ مردم نیز چنان کردند.

از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمود: آنگاه که در امّت من بدعتها پدیدار می شود، بر عالِم است که علم خود را آشکار کند؛ و اگر نکند، لعنت خدا بر او باد.

وقتی اوضاع را چنین دیدیم که بیان شد، بر آن شدیم که با توفیق الهی کتابی جامع و مختصر فراهم آوریم که حفظش آسان، و در دسترس همه باشد؛ و آن مقدار مطالب مختصری که در آن آمده، از پر گوئی و دراز گوئی بی نیاز کند. دراین کتاب، از میان آنچه روایان از ائمه(ع) در باب ارکان اسلام، بیان حلال و حرام، و قضایا و احکام، اختلاف کرده اند، اکتفا کرده ایم به آن دسته از روایاتی که به گونه ای ثابت و صحیح از جانب امامان اهل بیتِ رسول خدا(ص) به ما رسیده است.4

از ابوجعفر محمد بن علی (ع) روایت شده است که فرمود: «اسلام بر هفت رکن و ستون بنا شده است:

1ـ ولایت؛1 که برترین ارکان است و به واسطۀ آن و از طریق ولیّ می توان به معرفت ارکان رسید. 2ـ طهارت. 3ـ نماز.4ـ زکوة. 5ـ روزه.2 6ـ حجّ. 7ـ جهاد.»

پس اینها ارکان اسلام است که به خواست خداوند ذکر شان خواهد آمد بعد از بحثی در مورد ایمان، که خداوند هیچ عملی را مگر به واسطۀ آن نمی پذیرد و کسی نزد او پاکیزه نخواهد بود مگر آنکه از اهل ایمان باشد. و پس از آن به ذکر حلال و حرام و قضایا و احکام خواهیم پرداخت؛ چرا که متضمّن بیان تعبّدها و واجباتی است که در باب خرید و فروش، خوردنیها، آشامیدنیها، طلاق، ازدواج، ارث، شهادات و دیگر ابوابِ اثبات شده و واجب فقه وجود دارد. از خداوند یاری می طلبیم و می خواهیم که ما را موّفق به آن چیزی کند که نزد او پاکیزه است و ما را به او نزدیک می کند. و هو حسبنا و نعم الوکیل.3

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- So in T, E and on top of the text in C.C,D,A,B,S have the padding

صلی الله علی رسوله سیدنا محمد آمینه (نبیهB   ) و عبده،

2. C برای امت                                          3. T,D.A, B,C رآسی

4. Y,D به یاد آوردیم , T, C پس ذکر کردیم

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. So voc. In D. Marginal gloss in D سُنَن جمع سنّت است به معنی راه و نمونه؛ یعنی همانند کسانی که پیش از شما بوده اند و دقیقاً در راه آنان خواهید رفت. (از حاشیۀ کتاب الزینه)

2. B adds پس آنگاه که چنان شد

4.D, T, S, Y پس نقل کردیم آن را ,  C آمده است

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1.D adds اول آنها  A, S و آن نخستین و برترین ارکان است ؛B نخستین آنها ولایت است  Text as in C, T.

2.In A (4) And (5) are transposed.                                           3.A and B add و نعم المولی و نعم النصیر

Comments

Trackbacks

There are no trackbacks