ابو عبدالله محمد بن احمد نسفي

يكي ديگر از داعيان بسيار مشهور اسماعيليه در ايران محمد بن احمد النسفي است (متوفي 331 هـ ق) كه مردي عالم واديب ومشهور بحريت فكر بود. 4/247

تاريخ ادبيات در ايران جلد اول دكتر ذبيح الله صفا

. . . در ماوراء النهر بسياري از مردم را بكيش اسماعيلي درآورد چنانكه نصر بن احمد ساماني اين كيش را بوسيله او پذيرفت. 86/33 بيست گفتار ، دكتر مهدي محقق

از مشهورترين آثار نسفي كتاب المحصول است كه بغدادي بآن اشاره كرده است ( الفرق بين الفرق ص 283 ) اين كتاب مورد توجه داعيان اسماعيلي قرار گرفت چنانكه ابو حاتم در كتاب الاصلاح خود بخرده گيري وابو يعقوب در كتاب النصره به ياري گري او بر خاست وكرماني در كتاب الرياض بداوري ميان آن دو پرداخت. . . . اين نديم سه كتاب ديگر بنامهاي عنوان الدين ، اصول الشرع ، الدعوه المنجيه باو نسبت داده است. (ابن نديم – فهرست ص 354 ) بيست گفتار 86/34

. . .  خواجه نظام الملك مي گويد كه او يكي از جمله فلاسفه خراسان بود ومردي متكلم ودر حقيقت چنين است زيرا نسفي در تاريخ فلسفه اسماعيلي مقام مهمي دارد. در نتيجه وي چنانچه من در كتاب آغاز دعوت اسماعيليه خود نشان خواهم داد فلسفه اسماعيليه بر پايه گونه اي ازفلسفه نوافلاطوني كه در عالم اسلام رواج داشت بنيان نهاد ودستگاه فلسفي او در قرن چهارم وپنجم هجري معيار اسماعيلي گري در ايران بود . مبناي عقايد فلسفي نويسندگاني چون ابو يعقوب سجستاني وحتي ناصر خسرو وهمانا نظام فلسفي اوست. بهر حال مادر اينجا وارد اين مسئله نخواهم شد و تنها خلاصه مجملي از سلسله حوادثي كه در زمان رياست وي رخ داده است ذكر خواهيم كرد. نسفي عده اي از بزرگان دولت ساماني را به كيش اسماعيلي دعوت كرد واجابت يافت چون ابوبكر نخشبي كه نديم امير خراسان وخويشاوندان او بود. و”ابوالشعث” كه دبير خاص بود. “وابو منصور حفاني” كه عارفي بود و”آيتاش” كه حاجب خاص بود وحسن وحسين ” ملك ” كه ولي ايلاق و” علي زرار ” كه وكيل خاص بود عاقبت  نصر بن احمد را بمذهب خود آورد.

اما چون نوح جاي پدر را گرفت دولت اسماعيليان در ماوراء النهر رو به ادبار نهاد ونسفي وياران عمده اش در واقعه سال (332 هـ ق) نابود شدند.  75/63 تا 65

 داعي سيدنا نسفي از شاگردان سيدنا حسين بن علي المروزي است نامبرده مانند استاد خود به نشر واشاعت دين و نفوذ به امر دولت پرداخت. در خراسان وبخارا در امر تبليغ كامياب شد نصر بن احمد ساماني كه حاكم خراسان و بلد بين النهرين واز مخالفين اسماعيليه بود سيدنا حسين المروزي را كه استاد سيدنا النسفي بود زندگي كرد وعاقبت او را كشت. اما سيدنا نسفي به نحوي او را دعوت به آئين كرد كه نه فقط اجابت نمود بلكه خونبهاي استاد را هم باو پرداخت كرد خونبهاي استاد مذكور 119 هزار دينار بود كه سيدنا النسفي آنرا به حضور امام مهدي فرستاد. 19/45 والفهرست ص 266

نسفي در قتل عام 331 اسماعيليان، بدست پيروان آئين سنت وجماعت انجام شد بشهادت رسيد.

تاليفات النسفي:

– المحصول.

– كون العالم راجع بافلاك بحث مي كند ابن نديم سه اثر زير را .

– عنوان الدين .

– اصول الشرع .

– الدعوت المنجيه.

به النسفي نسبت مي دهد. 19/45

ابوعبدالله نسفي بعد از مرگ امير حسين بن علي مرورودي در زندان، عهده‎دار دعوت اسماعيلي در خراسان شد. نسفي موفق شد افراد مهمي از دولتمردان ساماني از جمله “اشعث”، دبير خاص خراسان (ابومنصور چغاني) از بزرگان دربار ساماني و (آيتاش) حاجب خاص را جذب دعوت اسماعيلي كند. بعد از اسماعيلي شدن اين افراد و عده‎اي از نديمان دربار ساماني، آنان نزد نصر بن احمد از ابوعبدالله نسفي به نيكي ياد كرده و او را به نصر بن احمد نزديك كردند، تا اينكه امير ساماني دعوت اسماعيليه را پذيرفت. 1863/175

حسين در بستر مرگ نسفي را جانشين خود منصوب كرد واو را وصيت نمود كه به ماوراء النهر رود واعيان حضرت را باين دين درآورد. بعد از وفات حسين ، نسفي با آنكه عده زيادي را به كيش باطني درآورده بود به نصيحت او عمل كرد مردي بنام ابن سواده را كه از ترس اهل سنت ازري گريخته و به خراسان آمده بود به عنوان خليفه خويش درمرورود بجاي گذاشت . محمد بن احمد نسفي يانخشبي ازبزده از قراء نزديك نسف ( معرب نخشب) بود خواجه نظام الملك نوشته است كه او يكي ازجمله فلاسفه خراسان  و مردي متكلم بود ودرحقيقت چنين  است، زيرا نسفي در تاريخ فلسفه اسماعيلي مقام مهمي دارد، در نتيجه وي چنانكه فلسفه اسماعيلي بر پايه گونه اي از فلسفه نوافلاطوني كه در عالم اسلام رواج داشت بنيان نهاد ودستگاه فلسفي او در قرن چهارم وپنجم هجري معيار اسماعيلي گري (باطني گري) در ايران بود.مبناي عقايد فلسفي نويسندگاني چون ابو يعقوب سجستاني وحتي ناصرخسرو همانا نظام فلسفي اوست. نسفي عده اي از بزرگان دولت ساماني را به كيش باطني در آورد.     325/143 عاقبت نصر بن احمد ساماني ( امير نصر ساماني ) را بمذهب خود در آورد. 325/144 و 75/33

. . .  وكار بجايي رسيد كه امير نصر ساماني در جمع باطنيان حضور يافت وبنا بخواهش نسفي     ( نخشبي ) حاضر شد 119 هزار دينار را بعنوان ديه مرگ حسين بن علي مرورودي براي قائم خليفه فاطمي مصر بفرستد. 325/144والفهرست ابن نديم ص 351

نوح بن نصر فرمانرواي جديد ساماني را متهم كردند كه چهل هزار دينار پول ديه امير حسين مرورودي را حيف وميل كرده سر انجام نخشبي را دستگير كرده ودر ميدان بخارا بدار آويختند. 325/144

داعي النسفي ، سيدنا ابو يعقوب سجستاني ، سيدنا حميد الدين كرماني وسيدنا مويد شيرازي ، از علماي فلسفي آنزمان بودند موقعي كه امام معز به مصر آمد منجم ماهري مانند ” ابو عبد الرحمن محمد بن عبد الله بن محمد العتقي ” با او بود بعد از امام معز ابونجم عاليقدر مورد تقدير واحترام امام عزيز بود. 170/53 و19/95

امام حاكم توجه خاصي بعلم نجوم داشت و بهمين سبب در بالاي كوه “مقطم” رصدخانه اي بنا وبه ابو الحسن علي بن يونس دستور داد كه زيجي تهيه نمايد ، علاوه بر اين رصد خانه، دانشگاهي نيز بنا نمود كه در آن علوم رياضي وطب ونجوم تدريس مي شد.170/53 و19/95

كتب زيادي دراين علوم براي دانشگاه مذكور تهيه شد مشهور ترين عالم طبيعي در آن زمان “ابن ابي الهثيم” است كه در علوم رياضي وهيات از بزرگان زمان خود بود. 170/54 و19/95
. . . محمد بن احمد نسفي در سنه 331 در ماوراءالنهر كشته شد و كتاب المحصول و كَون العالم و كتاب المصابيح از اوست. 5/784 و (بروكلمان 3/353)
. . . نسفي عده اي از بزرگان دولت ساماني را به كيش باطني دعوت كرد و اجابت يافت، چون ابوبكر نخشبي كه نديم امير خراسان و خويشاوند او بود و ابواشعث (كه دبير خاص بود) و ابومنصور چغاني (كه عارض بود) و آيتاش (كه حاجب خاص بود) و حسن يا حسين ملك (كه والي ايلاق بود) و علي زردار (كه وكيل خاص بود) عاقبت نصربن احمد (امير ساماني) را به مذهب خود (باطني) درآورد و كار بجائي رسيد كه امير نصر ساماني در جمع باطنيان حضور يافت و بنا بخواهش نسفي (نخشبي) حاضر شد 119 هزار دينار بعنوان ديه مرگ حسين بن علي مرورودي براي قائم خليفه فاطمي به مصر بفرستد. 1729/452

. . . نسفي و جمعي از همكارانش در فاجعه سال 332 كه بفرمان نوح پسر نصربن احمد ساماني بقتل رسيدند. 1886/53 (ظهور اسماعيليه در ايران، نوشته س.م.استرن ترجمه دكتر سيد حسين نصر 1886/


Tagged as: , ,