ابوالحسن خان بيگلر بيگي محلاتي (د1206ق/1792م)

مشهور به سيد كهكي، پيشواي اسماعيليان، فرمانرواي كرمان در دوران زنديه و پدر بزرگ آقاخان اول. (تاريخ وزيري، 332)728/339

فرقه اي از اسماعيليه نزاري كه منسوب به آقاخان محلاتي هستند. جد اين خانواده سيد ابو الحسن خان اهل كهك قم بود كه از سادات و امامان اسماعيليه بشمار مي رفت و از آغاز دولت زنديه تا زمان آقامحمدخان قاجار حكومت كرمان را داشت.

. . . چون نوبت به ابوالحسن خان رسيد وي ضمن حفظ شهر بابك به عنوان پايگاه اصلي اسماعيليان خود به كرمان رفت و در آنجا رحل اقامت افكند و به سبب مال و مكنت و بذل و بخشش بسيار مورد احترام مردم كرمان قرار گرفت، چندانكه او را مطلقا (آقا) ميخواندند.

از آن پس ميرزا حسين خان حاكم كرمان نيز حكومت برخي از توابع آن ديار را به وي واگذاشت. در اسناد و مدارك سياسي وقت از او با نام بيگلربيگي حكمران ياد مي كردند. چندي بعد عملاً حكومت كرمان و توابع آن را به دست گرفت. 728/340

دوران حكومت او بر اين سر زمين مقارن با دوره آشوب و هرج و مرج ناشي از جنگهاي افشاريان بر خراسان و شاهزادگان زند بر فارس و مركز ايران تسلط داشتند و آقا محمدخان قاجار تهران و شمال كشور را در اختيار گرفته بود. از اين رو ابوالحسن خان كه افزون بر قدرت بسيار، از محبوبيت اجتماعي نيز بر خوردار بود به استقلال و بي آنكه از هيچكدام متابعت كند. بر كرمان حكومت مي كرد و ديناري ماليات به هيچ يك از آنان نمي پرداخت. اما صادق خان زند كه پس از درگذشت كريم خان و از سوي فرزند او ابوالفتح خان، قلمرو حكومت زنديه را اداره مي كرد. براي تثبيت موقعيت خود فرمان رسمي حكومت كرمان را همراه با هدايا و خلعتها براي ابوالحسن خان به آن شهر فرستاد و حكومت او را تأييدكرد. 730و729/1418و728/340

. . . ابوالحسن خان فردي بخشنده و مردم دار بود هر چه از هند و ديگر جاها به دست او مي رسيد به مردم مي داد. با كرمانيه به نيكي رفتار مي كرد. نه تنها از مردمان شهر چيزي به عنوان ماليات نمي گرفت بلكه اموالي را كه از بلوك اطراف به دست وي مي رسيد، افزون بر آنچه پيروانش مي فرستادند به مردم مي بخشيد.

وي در دوران حكومت و قدرت خود در آباداني شهر كرمان نيز كوششها كرد، از جمله ميداني در جنب مسجد جامع ساخت كه هنوز بر جاي است و به ميدان خوار و بار و بازار مظفري شهرت دارد. همچنين در زربف كرمان باغي بنا نهاد كه موسوم به (باغ آقا) و حاكمان كرمان از آن پس خلعت دولتي را در آن باغ مي پوشيدند. 728/341

. . . سيد ابوالحسن خان در سال 1207هـ.ق در گذشت و پس از وي پسرش شاه خليل الله به امامت رسيد.

. . . شاه خليل الله پس از رسيدن به امامت به يزد سفر كرد پس از دو سال توقف در آن شهر در نزاعي كه ميان پيروان او  و شيعيان اثني عشري واقع شد به قتل رسيد. (1232 ه.ق)  چون فتحعلي شاه قاجار از اين وا قعه آگاه شد، حسنعلي شاه پسر شاه خليل الله را به تهران خواست و از او استمالت و دلجويي كرد و بفرمود تا كساني را كه در واقعه قتل پدرش دست داشتند سياست (مجازات) كنند. سپس دختر خود سروجهان خانم را به همسري او در آورد وحكومت قم و محلات را به وي واگذار كرد و او را ملقب به آقاخان نمود. حسنعلي شاه در سال 1255 بر اثر تحريكات حاجي ميرزا آقاسي صدر اعظم محمد شاه ناچار شد كه محلات را ترك كند و به كرمان رهسپار شود در آن استان توانست كه بر قلعه بم دست يابد و آنرا به تصرف خود در آورد. 175/2

(از همکاری های بیدریغ جوان آگاه آقای نظام الدین معصومی که زنده گی نامه بزرگان اسماعیلیه را به سایت فرستاده اند صمیمانه ابراز سپاس وامتنان میگردد. مدیریت


Tagged as: , , , ,