آشیانۀ عقاب

درتاریخ اسماعیلیه آشیانۀ عقاب ( الموت) نامیست ماندگار و درخشان،  بامبارازت وکارنامه های حسن صباح پیوند خورده است زیرا این مبارز بزرگ و آزدا یخواه تاریخ  نهضت فکری وعقیدتی اسماعیلیه درقرن پنجم هجری پس از دورۀ خلفای فاطمی درمصر، دعوت فرقۀ اسماعیلیه نزاری را با تسخیر قلعۀ الموت درخراسان آغازکرد و برای مدت بیش از یکصدوهفتاد سال اسماعیلیان  در الموت حاکمیت کردند ، حاکمیت الموت از مهمترین دورۀ مبارزات تاریخ اسماعیلیه واهل تشیع است که خواب را درچشمان  همه دشمنان تشیع به خصوص خلفای عباسی وسلجوقیان حرام کرده بود وعقاب وار دشمنان اسماعیلیه را صید میکرد.

در طی دوقرن گذشته کیان نیز یکی ازمراکز مهم فرمانروای اسماعیلیان خراسان زمین (افغانستان کنونی ) است  که به روایت برخی تعبیرهای دومین آشیانۀ عقاب درتاریخ اسماعیلیه پس از الموت است.

کیان ( دومین آشیانۀ عقاب)

كيان درهء است درسي كيلو متري غرب ولسوالي دوشي ولايت بغلان ، مردمانيكه در آن دره زيست دارند سادات و هزاره ها ميباشند . از آن جمله يك خانوادهء سادات حسيني نسب بوده ايشان از كشور عراق به ايران و از آنجا به افغانستان مهاجرت نموده پدر جد شان بنـام ابدال صاحب ياد ميشود . اولادهء ابدال هميشه در طول تاريخ طرف احترام و اغراز مردم قرار داشته و ايشان دربين جامعه به صداقت، ايمانداري و دلسوز مردم مشهور بوده حتي مردمان غير اسماعيلي هم به ايشان احترام داشته و دارد. شاه عبدالهادي نوهء ابدال صاحب بگمان اغلب در دورهء امير شيرعلي خان در درهءكيان امرار حيات مي نموده توسط اسماعيليان آن ديار وديگـر نواحي شمال وادار گرديد تا خدمت امام عصر يعني حضرت شاه حسن علي آغاخان اول شرف ياب گردند.و دربارهء نمايندهء امام زمان در افغانستان عرض مردم را تقديم بدارند، چون قبل از شاه عبداهادي از مردمان هند بر تا نوي نمايندهء امام زمان در افغانستان كه فرهنگ و رسوم ايشان با مردم افغانستان هــم خواني نداشت و براي اسماعيليه افغانستان مشكل افزا بود بدين ملحوظ براي شاه عبدالهادي پول جمـع آوري نموده ايشان را خدمت امام زمان يعني مولانا شاه حسن علي كه در شهر كرمان ايران متوطن بودند اعزام داشتند و آنحضرت حضوري مبارك امام زمان شرفياب گرديدند كه بعد از كسب فرمان مكي گيري مرخص گرديده به افغانستان برگشتند تا زمان حيات خويش بخوبي با جماعت گذاره و رفتار نيك نموده روز بروز مردم را به شاهــراه حقيقت رهنمائي و هدايت ميفرمودند.

بعد از وفات شاه عبدالهادي پسرشان سيد حسين كه شخص صاحب معرفت بود از حضور امام زمان به منصب مكي گري مقرر شدند شاه حسين نسبت شاه عبدالهادي بچشم اهل زمانه نام دار و از شهـرت سزاي برخوردار بود از شاه حسين هفت پسر بجاي ماندكه بعد از وفات سيد شاه حسين سيد عفرخان به منصب مكي گري رسيد و سيد جعفرخان چه در اموري دنيوي و معرفت از پدر خيلي سبقت داشت چنانچه به زمان امير شيرعلي خان مجلس نشين بوده و از طرف امير شيرعلي خان خيلي مورد عزت و مورد احترام قرار ميگرفت همانا بواسطه سيد جعفر خان روابط امير شيرعلي خان با مولانا شاه حسن علي صاحب خيلـي دوستانه بود. سيد جعفرخان شخصـي دانشمند كاردان بود كه بعد از چهـل سال خدمات شايسته به جماعت اسماعيليـه افغانستان بتاريخ 1273 شمسي جهان فاني را وداع گفت كه بعد از سيد جعفر خان سيـدگوهر خان از طرف سركار آقا عليشاه آقاخان دوم به منصب مكي گري سرافراز گرديدند كه ابعد از خدمات شايسته و ارزشمنـد شان به جمـاعت افغانستان در سال 1277 به ديارفاني پيوست كه بعد از سيد گوهرخان براي فرزند ارجمندش سيد فريدون خان منصب مكي گري از حضور مولانا آقا علي شاه دستياب گرديد و بعد از خدمات ارزشمندو همه جانبه سيد فريدون خان بتاريخ هزارو دو صدو هشتادو هفت دار فاني را وداع گفتند.كه سمت مكي گري از طرف مقام امام وقت سلطان محمدشاه آقاخان سوم به اسم سيد تيمور شاه خان مواصلت ورزيد. سيد تيمور شاه مرد با حوصله و كاردان بود كه بعد از چندين سال خدمات براي جماعت اسماعيليه افغانستان دار فاني را وداع گفت كه بعد از وفات شان از طرف امام زمان سركار سلطان محمد شاه امام حاضر الوقت آن روز گار سيد نادر شاه خان بحيث مكي به جماعت اسماعيليه افغانستان معرفي و مقرر فرمودند. سيد نادر شاه خان شخص فاضل اديب، دانشمند و ميتوان گفت كه از جمله عرفاي قرن بيستم ميباشد. شخصيت كه توانست جامعه اسماعيليه آنروز را طور رهنمائي كنند كه مورد احترام همه مذاهب گوناگون افغانستان قرار گيرد، هويدا و روش است كه سيد نادر شاه خان با تنصيف و تاليف 54 جلد كتاب هاي مذهبي عرفاني مصدر خدمات شايسته به جامعه اسماعيليان قرارگرفت كه توانست با خدمات ارزشمند و والاي شان به القاب عالي جا عزت از مقام امام زمان مفتخرگرديدكه سر انجام بتاريخ 5 حوت 1349 به سن 75 سالگي جهان فاني را وداع گفت كه بعـداز وفات آن مرحوم پسر ارشد شان محترم سيد شاه ناصـر بحيث مكي از جانب امام زمان مقرر گرديد كه مدت مديدي را در خدمت گذاري به جماعت وقف نمودند زمانيكه از زندان در زمان حكومت ببرك كارمل در يك عفوه عمومي رهاگرديد با مشورهء برادرش الحاج سيد منصور نادري وطن را ترك و دركشور انگلستـان مسكـن گزين گـرديدند و برادر خويـش محتـرم الحاج سيد منصور نادري را وكيل خود به سرپرستي مردم اسماعيليه افغانستان بمردم معرفي فرمودند.

دورۀ ماموریت سید منصور نادری به عنوان سرپرست فرقۀ اسماعیلیه درافغانستان ، یکی از دورۀ های طلای تاریخ اسماعیلیان افغانستان محسوب میشود زیرا وی با درایت و رهبری منحصر به فردش توانست اقلیت محروم اسماعیلیه را هویت تازه وملی بخشیده و درهمه فراز وفرود سیاست های افغانستان جز تصمیم گیری های مهم دولت باشد،  در دورۀ حکومت ببرک کارمل وداکترنجیب به عنوان یک فرد مصلح و مورد  اعتماد  دولت ومجاهدین نقش محوری گفتگو وصلح را در دست داشت تاجای کیان به عنوان مرکز صلح ومباحث بزرگی ملی درآنزمان مشهور بود،  زمانیکه دامنۀ جنگ های داخلی بالا گرفت ایجاد یک پایگاۀ مستحکم دفاعی ورهبری برای دفاع از حقوق اسماعیلیان بیشتر ازبیش مهم وحیاتی بود، سید منصور نادری با درک این وضعیت با ایجاد واحد نظامی از حکومت آنزمان مجوز فعالیت غند قومی (513) ولسوالی دوشی را گرفت که در زمان کوتاهی توانست این غند به لوا ، چندین فرقه وبالاخره به قول اردو ارتقاء کند و واحد نظامی اسماعیلیه تحت رهبری جنرال سید جعفرنادری والی ولایت بغلان پسر سیدمنصور نادری درولایات شمال ( بغلان، کندز، تخار، بدخشان، بلخ وسمنگان )  فعال بود و دره کیان به عنوان مرکز حاکمیت اسماعیلیان چون الموت بار دیگرصفحه مهمی را درمبارازت اسماعیلیه ورق زد وبرای اولین بار درتاریخ سیاسی اسماعیلیه سید منصور نادری به عنوان معاون رئیس جمهوری دولت اسلامی افغانستان تعین شد.

پس از فروپاشی رژیم طالبان اسماعیلیان افغانستان، به محوریت سید منصور نادری به عنوان یکی از چهره های مطرح سیاسی وملی، در تامین دموکراسی وبازسازی نقش به سزای را بازی نمود، تاجاییکه رئیس جمهور کرزی خط مش دورۀ دوم ریاست جمهوری اش را دریک گردهمای مردمی اسماعیلیان از کیان اعلان نمود.

درحال حاضر الحاج سیدمنصورنادری، همرای برادر زاده اش سید داود نادری، دخترش فرخنده زهرا نادری وجمعه زاده یکتن ازمریدانش در شورای ملی افغانستان عضویت دارند.


Tagged as: , , ,