دانشمند بزرگ حضرت ابن هیثم

 ابو علي حسن ابن هيثم یکی دیگر از ستاره های درخشان آسمان علم ومعرفت است که در دوران خلفای فاطمی تحت ارشادات امام وقت خدمات شایانی را به جامعۀ انسانی انجام داده است، این فیلسوف ودانشمند بزرگ اسماعیلیه  كه در تاريخ اروپا از او بعنوان« الهازن» ياد شده ، يكي از بزرگترين علما و دانشمندان جهان اسلام در علوم مختلف از جمله : طب، فيزيك، رياضيات، ادبيات، حسن خط و كتابت و در يك كلام از مفاخر جهان اسلام است . ابن هيثم كه بيهقي او را« بطلميوس ثاني» ميخواند در سال ۳۵۴ هجري قمري در بصره ديده بجهان گشود ومقدمات معارف اسلامي را، در نزد اساتيد خبره و اهل فن آن زمان فرا گرفت و از آنجا كه داراي نبوغ و استعداد خارق العاده اي بود، توانست در مدت كوتاهي، در تمام علوم زمان همچون رياضي، نجوم، هيئت، فلسفه، طب ومنطق صاحب نظر شود. بطوريكه خود او معترف است، در دوران جواني در نتيجه شكي كه به هر چيزي داشت جدّيت مينمود تا آنرا از راه منطق و دليل درك نمايد.

ابن هيثم با اعتماد فراواني كه به تطبيق علمي اطلاعات رياضي خود داشت، مي پنداشت مي تواند طغيان رودخانه نيل را محاسبه و تنظيم نمايد. به همين دليل ادعا نمود، اگر در مصر بودم در رودخانه نيل تصرّف ميكردم، بطوري كه در حالت طغيان و نقصان هر دو سودمند باشد و هيچ ضرر و خسارتي از آن متوجه نگردد. در اين موقع مولانا الحاكم بامرا… (َع) ، ششمين خليفه فاطمي مصر، پس از شنيدن اين سخن ابن هيثم را براي اين مهم به مصر احضار نمود.

هنگام ورود ابن هيثم به مصر، مولانا حاكم بامر ا…(ع)،كه توجه فوق العاده اي به اهل علم و كمال داشتند ، تا بيرون دروازه شهر به استقبال ابن هيثم رفتند . گويا وقتي او به مصر رسيد و طغيان سالانه و منظم نيل را ديد ، گمان كرد كه وقوع آن به علت نبود چيزي براي مهار آب رودخانه است . از اين رو با كسب اجازه از مولانا الحاكم بامرا…(ع)، هيئتي مهندسي را به مسئوليت خود راهي جنوب مصر كرد . قصد او يافتن ارتفاعاتي بود كه گمان مي كرد سرچشمه نيل است ، تا بعد اقداماتي براي رودخانه انجام دهد . اما وقتي به بالاي رودخانه سفر كرد و ساختمان هاي عظيمي را به ويژه در جنوب اسوان ديد ، كم كم پي برد كه اگر كاري مي شد انجام داد ، مصريان باستان انجام مي دادند ، پس طرح آبياري كه وي انديشيده بود محكوم به شكست شد وپس از نوميدي از حاصل مساعي خويش منزوي گرديد و عمر را تا پايان، وقف كارهاي علمي و تدريس در دانشگاه الازهر، نخستين دانشگاه جهان اسلام نمود. تربيت علمي ابن هيثم، در سايه مولانا الحاكم بامر ا…(ع) بعمل آمد.نامبرده علاوه بر آن، زمان مولانا الظاهر علي(ع) و مولانا المستنصر با…(ع) را درك نمود. و كتابي در سه جلد بنام«سيره المستنصريه» تاليف كرد. ابن هيثم شاگردان زيادي را تربيت نمود كه هر كدام از دانشمندان زمان خود بودند.

ابن هيثم كتب بسياري را در زمينه هاي مختلف به رشته تحرير در آورد، بطوري كه قفطي مورخ مشهور، تاليفات او را در مجموع ۶۷جلد مي داند. ولي متاسفانه قسمت عمده آثار او از بين رفته است. معروفترين اثر باقي مانده از ابن هيثم، كتاب نفيس« في المناظر» ميباشد. اين كتاب به نام گنجينه نور شناخت در سال ۱۵۷۲ ميلادي از عربي به لاتين ترجمه گرديد و تاثيري ژرف و ماندگار بر دانش مغرب زمين گذارد و پيشرفت بزرگي را در زمينه روشهاي كاربردي پديد آورد.

به قول «ميرهوف» تمام دانشمنداني كه در قرون وسطي در مبحث نور شناسي كار مي كردند، آزمايشات و تحقيقات خود را با استفاده از كتاب «المناظر» انجام داده اند. راجر بيكن و كپلر از آن بهره فراوان گرفتند.

ابن هيثم ،در كتاب «المناظر» مساله ي مربوط به آينه هاي كوژ (محدب) را حل كرد كه در فيزيك به نام خود او «آلهازن» خوانده مي شود. اين مساله را بعدها لئوناردو داوينچي از راه مكانيك و هويگنس از راه جبري حل كردند. در اين كتاب ارزشمند راجع به رنگها، انتشار، انكسار نور، زاويه انكسار و انعكاس مطالب مهمي نوشته است. ابن هيثم انكسار نور را در تمام اجسام و مايعات شفاف اندازه گرفته و در تشريح آزمايشهاي خود به قطعات كروي شكل رسيده است و بطور نظري عدسي را پيشنهاد مينمايد. در صورتيكه عدسي سه قرن بعد در ايتاليا و قانون سينوسي را شش قرن بعد «سنل» و «دكارت» وضع كردند.

ابن هيثم در ضمن مطالعه درباره انكسار نور در اجسام شفاف چون هوا و آب، چنان به اختراع ذره بين نزديك شد كه ۳۰۰ سال بعد « راجر بيكن »و « دبليونر» و ديگر دانشمنِدان اروپا، ضمن تلاشي كه براي اختراع ذره بين و دوربين كردند بر تحقيقات او تكيه فراوان نمودند و براساس همين تحقيقات «زاكاري يافسون» در قرن ۱۶ ميلادي ميكروسكپ را اختراع كرد و بعدها «گاليله» و«نيوتن» آنها را تكميل نمودند و تلسكوپ را هم ساختند . بعدها« راجربيكن» از روي همين تحقيقات كه در كتاب المناظر آمده است ، موفق به ساختن عينك شد .

ابن هيثم فرضيه «اقليدس » و«بطلميوس» را درباره تابش پرتو نور از چشم بر اجسام رد كرد و درخشانترين نظريه خود را بر پايه بازتاب نور از اجسام به چشم اعلام كرد و رنگين كمان را شرح داد و گفت : رنگها، واقعي و جدا از نور هستند، اما هميشه با آن همراهند . وي كجراهي و تمركز نور را با عدسي توصيف و توجيه نمود . او براي نخستين بار تاريكخانه يا اتاق تاريك را از ديدگاه رياضي بحث نمود . امروزه محققين بناي اختراع سينما را از پرتو فكري اين دانشمند اسلامي ميدانند . چنانچه پودويك در كتاب تاريخ سينما مينويسد : « بدون شك نقطه عزيمت و اساس اختراع سينما تاريكخانه است. » .

ابن هيثم تحقيقاتي در بيماريهاي چشم انجام داده و قسمتهاي مختلف چشم از قبيل مخاط خارجي، قرنيه، شبكيه و عنبيه را اولين بار به طور علمي تشريح نمود.

ويل دورانت درباره نظرات ارزشمند ابن الهيثم مي نويسد:« چيزي كه مايه شهرت كنوني ابن هيثم شده است،كتاب المناظر است كه در علم مرايا (ديدنيها ) است و به احتمال قوي بزرگترين مولفه قرون وسطي است كه روش و انديشه علمي داشته است. 

استاد محمد رضا مدوّر درباره او گفته است :«در مقايسه ابن هيثم با دانشمندان عصر حاضر ، اگر او را در مرتبه اي مشابه مرتبه انيشتين بدانيم به راه مبالغه و اغراق نرفته ايم»

استاد مصطفي نظيف درباره او گفت :«ابن هيثم اوضاع قديم را دگرگون ساخت و دانشي تازه بوجود آورد.وي علم مناظر (علمي است كه بواسطه آن كميت و مقدار اشيا را برحسب دور ونزديك بودن آنها از نظر ناظر معلوم ميدارد )را كه يونانيان وضع كرده بودند باطل نمود و مبحث نور جديد را بهمين معني امروز ما پايه گذاري كرد ».

درباره نفوذ ابن هيثم در دانش اروپايي هر چه بگوييم مبالغه نيست .به احتمال قوي اگر ابن هيثم نبود راجر بيكن بوجودنميآمد.راجر بيكن نيز در كتاب خود، در قسمتي كه مربوط به مرايا است در هر مرحله از ابن هيثم سخن دارد و تقريبا همه ي جلد سوم اين كتاب بر اساس تحقيقات اين دانشمند تنطيم گرديده است .كار ابن هيثم مهم بود . ميزان اهميت آن را مي توان نه تنها از نقل هاي پيوسته از او توسط دانشمندان غربي قرون وسطي ، بلكه همچنين از اين جا دريافت كه نتيجه گيري او مبني بر اينكه شكست نور ناشي از اختلاف سرعت پرتوهاي نور در مواد مختلف است و نيز قوانين او براي شكست نور در قرن هفدهم مورد استفاده كپلر و دكارت قرار گرفت . پس ابن هيثم نماينده فيزيكدانان جديد در حالت جنيني بود . كار او مرتفع ترين قله فيزيك اسلام است . سرانجام اين فيزيكدان و رياضي دان نامي، در سال ۴۳۰ هجري قمري در سن ۷۶ سالگي در زمان امامت مولانا المستنصر باالله (ع)در قاهره بسراي باقي شتافت . روانش شاد ويادش گرامي باد . 


Tagged as: ,