حکيم ناصر خسرو بلخی

ابو معین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی بلخی ملقب به حجت در سال 394 هـ ق در قبادیان بلخ متولدشد وی یکی از فیلسوفان ، پیشروان سرشناس وسخنور توانا ادبیات فارسی وسرآمد متکلمین وشعرای متقدم وسیاحان و ازمبلغان مشهور فرقه اسماعیلیه وبزرگترین عارف مفخر خراسان است .
ایام کودکی وجوانی را درخراسان گذارانید وبه تحصیل پرداخت که درسن 9 سالگی قرآنکریم را حفظ داشت ، وبرتمام علوم متدوال زمان خود از معقول ومنقول وعلی الخصوص حکمت یونان تسلط داشت وعلم کلام حکمت را نیز میدانیست .
از زادالمسافرین او معلوم میشود که فلسفۀ یونان را بادقت تتبع نموده و همچنین درعلوم هندسه ، نجوم ، فق وفلسفه وحکمت تبحری بسزا داشته است .
حکیم درسال 437 عزم سفرمکه کرد وشغل دبیری و دیوانی را که در عهد چغری بیک سلجوقی داشت ترک نموده از مال متاع خود بجز اندک ضروری همرای خود برنگرفت – نخست به مروه رفت وازطریق نیشاپور وسمنان وری وارد شهر تبریز شد وقطران شاعررا دیده بعمرت النمعان درحین حیات ابوالعلا والعمری رسید از آن بعد از طرابلس به قدس گذشته به مکه معظمه آمد وحج بیت الله شریف را ادانموده ودوباره به قدس برگشت و ازطریق دریا سفر نموده تا به مصر رسید در آنجا خلافت المستنصر بالله هشتمین خلیفه فاطمیان ( 427- 431) بود ناصر خسرو طریقه اسماعیلیه را اختیار کرد که از طرف امام مستنصربه مقام حجت رسید وتبلیغ ودعوت مذهب اسماعیلیه را در خراسان به عهده گرفت .
هرسال از مصر بدررفته و فریضۀ حج را می کرد بدین طور پنج نوبت زیارت مکه کرد ودر سنۀ 442 مصررا وداع کرد وآخرین حج را ادا کرده از راه یمن وبصره درسنه 444 به اصفهان رسیده وازآنجا وارد زادگاهش بلخ شد .
این سیاحت دروی اثری خاصی کرد چون به وطن آمد از دنیا قطع علاقه کرده وبه کارهای دیوانی ودربار سلطان برنگشت ، خویشتن را وقف تبلیغ ودعوت مذهبی کرد وخودرا حجت مستنصری وحجت خراسانی مینامید .
ازاین سبب به امر خلیفه بغداد تبعیدش کردند و در مازندران متواری شد و قریب پانزده سال را در یمگان مسکن گزید تا اینکه پدرود حیات گفت .
ناصر خسرو گذشته از پایه های بلندی که درنظم ونثر فارسی دارد در حکمت فلسفه ، اخلاق ، وکلام درزمان خودش شهرت بسزای داشت .
آثار مشهور او عبارت اند از
سفرنامه
دیوان اشعار
زادلمسافرین
وجه دین
خوان الاخوان
بستان القول
جامع الحکمتین
وگشایش ورهایش
بستان العقول
دلیل المتحرین
کتاب سفرنامه در جغرافیه عرض وطوالبلد از بلخ تا مکه ومصر است ، سفرنامه لغات تازۀ زیاد عربی از آنچه درکتب معاصر او یادشده است ندارد اودرآوردن لغات فارسی مانند همپوشگان خود مقید بوده است .
ناصر خسرو دراین کتاب هر جا که به تفصیل برخورده طوری جزء به جزء مطالب را آشکارنموده ومعلوم داشته که مایۀ تعجب وتحسین خوانده است .
ازآثار منظوم وی دیوان شعر در حدود یازده هزارو چهل هفت بیت (11047) ومثنوی های روشنای نامه ، سعادت نامه میباشد .
نثر فارسی ناصر خسرو از آثار گرانبهای قدیم فارسی است وخصوصیت آن دراین میباشد که الفاظ عربی درآن کمیاب است .
نویسنده سعی کرده لغات های تازۀ را به فارسی بگرداند ازین رو کتابهای او گنجینۀ است از اصطلاحات فارسی .
اشعار ناصر خسرواز مدیحه سرای خالی ازتوجه بدنیا وعلایق مادی دوراست .

حکیم ناصر خسرو مردمان زیادی از را در خراسان به مذهب اسماعیلیه دعوت نموده ودربین پیروان خویش به نام « حجت »، « سید نا»،« پیر کامل» وداعی بزرگ شهرت داشت . آرامگاۀ وی در یمگان ولایت بدخشان است.
___________________
ماخذ
ناصر خسرو در تذکره
ناصر خسرو لعل بدخشان

Comments

Trackbacks

There are no trackbacks