الحاج سيد منصور نادری کيانی

  سيدمنصور نادری در سال 1315 در يك خانواده منور روحاني چشم به جهان گشوده. ابتداء زندگي در زادگاهش در پهلوي پدر دانشمند، رهبر مذهـبي، شاعر و مؤلف 54 جلد كتاب تعليم و تربيه يافته و از علوم متداول عصر خود مستفيد گرديدند. ايشان از كودكي تيز هوش،با تدبير تحول پسند، مسؤوليت پذير، سخي طبع و خادم جماعت و اجتماع بود و مانند پدر بزرگوار شان از قريحة شعر بر خوردار است. او در عقيده خويش اسماعليه نزاري آقاخاني ميباشد.سيد منصور نادری از ايام جواني به اينطرف علاقه خاص به خدمتگزاري به مردم داشته و پيرو آيين جوانمردي ميباشد. ازآغاز زندگـي در سيمايش شجاعت و درگفتار و كردارش صداقت هويدا و آشكار است. در سال 1336 خورشيدي شامل وظيفة مقدس عسكري گرديده در سال 1338 خورشيدي آنرا به پايان رسانيـد. موصوف مرد شمشير و قلم داراي افكار سياسي و انديشه فرهنگـي بوده، عدالت پسند ميباشدکه بدين ملحوظ، از محبوبيت خاصی ميان مردم برخوردار بوده، پدرش اكثر صلاحيت هاي امور مردمي را به او محول مي ساخت؛ تا عدالت را تطبيق و در خدمت مردم باشد. سيد منصور نادري در سال 1346 توسط حكومت وقت، راهي زندان ولايت بغلان گرديده و مدت دو سال از خدمت گذاری مردم محروم گرديد. از آنجا که تاريخ چهره پر از فراز و نشيب دارد، گاهي شهرت و محبوبيت او باعث ترس و هراس دولت هاي وقت شده و گاهي هـم حکومت های وقت، جهت تقويت خويش به اساس شرايط خاص اورا مورد نوازش قرار می داد. سيد منصور نادری در كشوري زاده شده است كه تعصبات قومي و مذهبي در آن حكمفرما بوده، از آزاد انديشي او حكومت هاي وقت در هراس بودند تا اينکه در سال ( 1352 ) دوباره راهي زندان گرديد و بعداً در سال (1353) همراه سه برادر شان بدون هيچگونه جرمی رهسپار محبس دهمـزنگ ميشود و مدت 4 سال را در آنجا سپري مينمايد. اين مرد حماسه و تاريخ ساز، بعد از آزادي کوتاه مدت، دوباره توسط حكومت مستبد و دكتاتور وقت توقيف و در سال 1357 با جمعي از روشنفكران اهل علم و ادب جامعه و شماري از پيروان نهضت اسلامي به زندان پلچرخي انتقال و بدون كدام فيصله حقوقي و قضايی حکم اعدام عليه وی صادر شده است وگاهي هم درين فيصله ها ايشان، به 97 سال قيد حبس محكوم ميگرديد. ولي از آنجا که حکام مستبد وقت مغرور قدرت خويش بودند، از اسرار الهي آگاهي نداشتند. موصوف بنا بر تحولات سياسی در کشور، در دوران حکومت ببرك كارمل از زندان پلچرخي رها و در سال 1360 خورشيدي جهت اداي فريضة بيت الله شريف و زيارت مدينة منوره عازم كشور عربستان گردي

در سال هاي 59 و 60 كه تازه مخالفت ها عليه دولت وقت شروع شده بود، در اكثرجاها قيام مسلحانه بر ضد نيروهاي دولتي آغاز گرديده بود منجمله در ولايت بغلان نيز مردم اسماعيليه آنجا از باج گيري، ظلم و تعدي گروپ هاي مسلح غير مسؤول بستوه آمده، هر روز دسته، دسته نزد الحاج سيد منصور نادري رفته عرض حال بيچاره گـي و بي دفاعي خويش را مينمودند كه جناب الحاج سيد منصور نادري بخاطر دفاع از شرف و عزت مردم آن ديار در سال 1361 هجري شمسي جهت سهمگيری در آبادانی کشور جان بركف گرفته راهي زادگاه خويش گرديد. به محض ورود به ديار آبائي خويش به تعداد 3000 رأس گوسفند خود را براي مردم دايميرك و نيك پي كه قبلاً اموال و مواشي شان توسط گروپ هاي مسلح به يغما برده شده بود، توزيع نمود. وپس از چند روز اقامت پلان دفاع از مردم را طرح ريزي کرده و به خريداري سلاح اقدام نمود که طی مدت كوتاهي توانست مردم و منطقه را از تسلط چپاولگران نجات دهد. الحاج سيد منصور نادری در اوايل سال 1362 مبارزه عليه زرع كشت، قاچاق و استعمال مواد مخدر را عملاً آغاز نمود كه در صدر برنامه كاري خويش، تداوي مردمان قرية شلكتو مربوط ولسوالي دهنه غوري و قرية وادو، مربوط ولسوالي تاله و برفك را قرار داده، وارد عمل شد که در نتيجه به تعداد 1000 نفر معتادان آن دو قريه را از بلاي خانمان سوز عمل ترياك و چرس نجات بخشيد. بنا بر گسترش معتادان جهت تداوی، در اواسط سال 1362 الحاج سيد منصور نادری يك باب شفاخانة 30 بستر را در ده كيان تأسيس نمود در خدمت معتادان قرار داد. چون ايشان در پروسة تأمين امنيت سهمگيری دلسوزانه داشتند؛ در اواخر سال 1364 يك قطعه نظامي را در چوكات دولت ايجاد و مسؤوليت امنيت شاهراه سالنگ الي حيرتان را عهده دار گرديد تا وسايط حامل مواد ارتزاقي به شهر كابل و ساير ديگر ولايات طور سالم برسد. در نتيجة ايجاد قطعه نظامی مذکور، كاروان هاي متعلق به مجاهدين از منطقه باخاطر آسوده عبور و مرور مي نمودندو دره كيان بمثابة يك دره صلح و غير نظامي چنان مورد اعتماد همه قرار گرفته بود که دو دشمن سرسخت يعني افراد دولت و مجاهدين در درة كيان يكجا با هم دور يك سفره طعام می خوردند. در سال 1367 خورشيدي با تأسيس كانون فرهنگي حكيم ناصر خسرو بلخي و ايجاد كتابخانه بزرگ داراي 50000 جلد كتاب مختلف النوع مورد استفاده مردم و فرهنگيان قرار گرفت. در سال 1367 بعد از اعلان مشی مصالحه ملي توسط دكتور نجيب الله، از طرف مردم متدين ولايت بغلان الحاج سيد منصور نادری بحيث سناتور انتخاب گرديده و در همان سال جهت مبارزه عليه ترياك و تداوي معتادين در ولسوالي هاي سرحدی ولايت بدخشان، چندين گروپ از دكتوران مجرب و مبلغين را بمصرف شخصي خويش اعزام نمود كه 3200 نفر معتـاد ين در اين پروسه تداوی گرديدن

 

در سال 1371 که دولت به مجاهدین انتقال یافت سعی وتلاش خسته گی نا پذیر سید منصوری نادری در وحدت مجاهدین برجسته بود .بعد از سقوط حكومت داكتر نجيب الله و پيروزي مجاهدين، تمام شهر ها بدست گروه هاي مختلف تقسيم و اكثريت دارائـي های عامه توسط گروپ های مسلح غير مسؤول بغارت برده شد فابريكات از بيخ و بن بركنـده گرديدند

 

نيرو های متخاصم از وضع و احوال موجود استفاده نمـوده، قتل ها نمودند؛ اما خوشبختانه در ولايت بغلان تدبير خردمندانهء جناب الحاج سيد منصور نادري چنان كارا بجـا بود كه آب از آب تكان نخـورده مأمورين،كارگران، معلمين، شاگردان و همـه و همـه به وظايف خويش مصـروف و مشغول خدمت بودند. فابريكات و ادارات دولتي همه فعال و بر حسب گذشته در چرخش بودند. چنانكه شهريان پلخمری در وطن شان افغانستان اصلاً تغييرات سياسي را احساس نکردند. در آن برهه زمان كه اكثر ولايات و قراء وقصبات وطن عزيز مان در آتش جنگ مي سوخت، مردم تمام ساحات ولايت بغـلان كه تحت حاكميت محتـرم الحاج سيد منصور نادري قرار داشتند، در يك فضاي صلح، با خاطر آسوده و عاری از تشويش زنده گی داشتند درآنوقت به تعداد 45000 نفـر معلم و شاگرد اعم ذكور و اناث مصروف تدريس و آموزش بودند. بعد از گذشت يك سال دورهء دولت داري استاد برهان الدين رباني در كابل، ارتباط ولايت بغلان بنا بر بعضي معضلات با كابل قطع و تمامي امتيازات آن ولايت از طرف حكومت كابل در حالت تعليـق قرار داده شد، با آن هم مردم و ادارات دولتي،اعم از مكاتب، پوهنتون، فابريكات توليدي و ساختمانی ، روند عادي خود را مي پيمودند؛ اما هنگاميکه طالبان در سال1375 شهر كابل را تصرف نمودند، استاد برهان الدين رباني، با تمام اراکين و همراهانش بطرف شمال كشور عقب نشينی کردندكه جناب سيد منصور نادري باخصلت جوانمـرديي كه داشت، از ايشان پذيرايي نموده و پشتباني خود را از محترم استاد برهان الدين رباني اعلام داشت که همان هنگام جناب الحاج سيد منصور نادری ميزبان سيلي از مهاجرين كابل نيز بودند. الحاج سيد منصـور نادري با پيروي از انبياء و امامان بر حق در علم و فرهنگ با ذوق تر از ديگران بود و در اجراي عدالت و حفظ منافع عامه، هيچ گاه عقيده و عزت نفس خويش را قرباني زر و سيم نكرده بلكه شرافتمندانه و سر بلند زندگـي کرده است. چنانکه در سالهای که کابل در آتش جنگ می سوخت اما به تدبير سيد منصور نادری حاکميت صلح تأمين بود، يکی از تجار پاكستاني به نام سليـم اوليا غرض خريداري پرزه جات فابريكة سمنت پلخمـري در بدل بيست ميليون دالر آمريكايي نزد ايشان آمدولي آن عاليقدر براي نامبرده فرمود كه: اولياء صاحب! شمـا آدرس را اشتباه گرفته ايد. براي من هويت ملي ام بالاتر از منافع شخصي است

 

الحاج سيد منصور نادري در آن دوران در حدود ( 3000 ) سير تخم ريز زمين للمي شخصي خويشرا كه در منطقه تودك و اسكار موقعيت دارد، سخاوتمندانه براي مردم بطور رايگان با قباله شرعي توزيع نمود. همچنان زمين هاي آبيي كه از قريهء شاه حسن الي اخير قورقساي واقع است، براي مردم قوم بهسود و سادات بطور رايگان با قباله شرعي توزيع نمود. الحاج سيد منصور نادري در پرتو طبع سخاوتمند، خصلت جوانمردانه با خط و مشی راستين خدمت صادقانه و تصميم صادقانه، تلاش هاي خستگي ناپذير نمود و توانست جامعـه اسماعيليه افغانستان را از گزند روزگار در امان نگهدارد زيرا اسماعيليان افغانستان در طول تاريخ به اثر تعصبات گوناگون، روحاً و جسماً شكنجه ديده بودند. جوانان اسماعيليه در اثر فشارهاي ناشی از تعصبات خشك، از زنده گی نا اميد بودند حضور آنان در محافل سياسي و ساير مجالس و محافل ديده نمي شد. حتي برخی ترك عقيده نموده، به گروپ هاي سياسي انديشه های ديگر گرويده بودند. روي اين ملحوظ الحاج سيد منصور نادري با تلاش هاي خستگي نا پذير در جهت تأمين ارتباط بين اقوام مختلف و مذاهب مختلف تواست،جامعة اسماعيلي را از يأس و نا اميدي نجات بخشيده و اميدوار به يك فرداي بهتر بسازد؛ چنانكه هم اکنون بهترين جوانان تحصيل يافتة جامعة اسماعيليه افغانستان در سطوح بالائي محافل سياسي كشور قرار دارند. در سال 1375 خورشيدي نظر به پيشنهاد، مردم اعم از نظاميان، متنفذين، اهل معارف، تنظيم هاي جهادي و روشنفكران بنا بر داشتن اصل شايسته گی، اهليت وتجربة مردمداری در امور بين الافغاني، صداقت و وطن دوستـي كه از محترم الحاج سيد منصور نادري براي همه به اثبات رسيده بود ايشان بحيث معاون رئيس جمهور دولت اسلامـي افغانستان انتخاب و مقرر گرديدند

 

محترم الحاج سيد منصور نادري در دوران مسؤوليت خويش بحيث معاون رئيس جمهور شب و روز تلاش نمودند تا افغانستان ميدان تاخت و تاز بيگانگان نگردد و هميشه در راه صلح و تأمين وحدت ملي سعـي بليغ می نمودند؛ چنانكه زادگاهش دره (كيان) و شهر پلخمري، مركز صلح و امنيت قرار داده شدكه تمام فيصله ها و حل منازعات و مخالفتهاي گروه هاي سياسي و نظامي در آنجا صورت مي پذيرفت و آن خطه، هميشه ميزبان تعداد كثيري از مخالفين بخاطر صلح و آشتي بود

 

جناب الحاج سيد منصور نادری در سال 1377 بنا بر جبر تاريخ به ديار مهاجرت رهسپار گرديد و بعد از مدت زماني، بر اثرتحولات سياسی جهان كه در 11 سپتمبر در آمـريكا رخ داد و زمينه ساز تأمين صلح در كشور گرديد، جناب سيد منصور نادری بعـد از مذاكرات، با مقامات رهبری کشور، پشتيبانی خود را ازفيصله هاي بن اعلام نمود و دوباره به ميهن برگشت

 

ايشان در سال 1381 هجري شمسي حزب پيوند ملي افغانستان را با جمعي از روشنفكران هسته گذاري ، ايجاد و تشكيل نمود. جناب الحاج سيد منصور نادری در سال 1384 از طرف مردم ولايت بغلان بحيث نماينده در پارلمان افغانستان پيشنهاد و به اكثريت آراء مردم ولايت بغلان بحيث وكيل ولسي جرگه انتخاب گرديد که همين اكنون منحيث يکی از نماينده های فعال و طرف اعتماد و احترام مردم در جهت حل معضلات كشور و قانون گذاري در پارلمان كشور حضور فعال دارند