داعی بزرگ حضرت قاضي النعمان مولف کتاب دعایم الاسلام

با ظهور فاطميان علم و دانش نيز رنگ و رويي تازه يافت و در زير بيرق فاطميان و در حمايت سامانيان و آل بويه كه خود ازحاميان و ارادتمندان فاطمي بودند حكيمان و دانشمنداني پا به عرصه وجود نهادند كه هر يك به تنهايي پايه ريز اسلام و شكوه و عظمت اسلام گرديدند تا بدانجا كه عصر آنان را عصر رنسانس اسلامي، قرن اسماعيلي اسلام نام نهادند. عصري كه به تنهايي پُر كننده تمامي كاستي هاي قرون قبل و بعد از خود بوده و خواهد بود. عصري كه دانشمندان در كنف حمايت ائمه فاطمي u به عالي ترين درجات علمي دست يافتند و از خود و عصر خود نامي نيك برجا گزاردند.

خلفاي فاطمي از بزرگترين فرمانروايان اسلامي به شمار مي آيند. چرا؟ چون بيش از هر فرمانروايي در ترويج علم و ادب به تمدن اسلامي و تأسيس مدارس و مساجد و كتابخانه ها همت گماشتند و نامي ترين دانشمندان و محققين اسلامي آن دوره در تحت حمايت و مساعدت آنان بهترين كتب علمي را تأليف نمودند. دوست و دشمن در سايه سار ائمه فاطمي (ع) آزادانه به نشر و نمو انديشه هاي خود پرداختند. حال آنكه در جبهه مقابل عباسيان، سلجوقيان و غزنويان صاحبان انديشه را يا با خود همسو كرده و يا از صفحه روزگار محو مي نمودند.

در يك كلام خلفاي فاطمي توجه فوق العاده اي به اهل علم و كمال داشتند و از اينرو دربار آنان مجمع علما و فضلاء شده بود. شهرت عالم نوازي و عالم دوستي ائمه فاطمي (ع) سبب شد كه عده زيادي از علما و ادبا و فلاسفه و حكما و فقها و شعرا و متكلمان به دربار مصر روي آورند و مورد الطاف شاهانه واقع و از ندماي خاص دربار شدند. كساني چون ابو حاتم رازي، نسفي، ابو يعقوب سجستاني، عبد الوهاب ابن علي، داعي ابو علي، ناصر خسرو، ابو الفضل بن احمد بن عيسي بغدادي، ابونصر احمد بن حسن شيرازي، ابن هاني اندلسي، ابوبكر الانطاكي، المسبحي، عبدالله بن ابي سعيد، المنصور الجوذري، كلس وزير، امير تميم، جعفر بن منصور يمن، حميد الدين كرماني، مؤيد في الدين شيرازي، حسن بن وليد، ابوالفتح سلطان بن ابراهيم، قاضي قضاعي، قاضي نعمان، حسن صباح،… و بي شمار افراد ديگري كه بسا بسياري از آنان هيچگونه وابستگي اعتقادي به فاطميان نداشتند.

بعد از اين مقدمه به شرح و احوال يكي از رادمردان بي تاي عصر فاطمي مي پردازيم. كسي كه چون او كسي نيست و او كسي نيست جز قاضي القضات، داعي الدعات، قاضي الرجل سيدنا ابوحنيفه النعمان بن ابي عبدالله محمد بن منصور بن احمد بن حيّون تميمي مغربي، كه يگانه و سر آمد عصر خود و اعصار ديگر بوده و خواهد بود.

فقيه فيلسوف، حكيم، اديب، متكلم، شاعر، محدث، مورخ، واعظ، مفسر، نحوي و لغوي بي تا قاضي نعمان در خانواده دانشمند قيرواني در حدود سال ۲۹۲ هجري قمري پا به عرصه وجود نهاد.

در سال ۳۱۳ هجري قمري به خدمت امام عبدالله مهدي (ع) درآمد. به چهار خليفه فاطمي، در مقامات و مناصب همچون خازن كتابخانه قصر، قاضي طرابلس و منصوريه خدمت كرد. در دورة امام معز (ع) با او به مصر رفت و به بالاترين مقامات رسيد. چرا كه خليفه علاوه بر مقام حجتي، او را منصب قاضي القضاتي و داعي الدعات داد، و در آنجا در ۲۹ جمادي الثاني سال ۳۶۳ هجري قمري در قاهره در گذشت. مراسم تدفين قاضي نعمان را شخص امام معز (ع) هدايت كرد و بر او نماز گزارد.

قاضي نعمان پايه گذار خاندان معتبري از قضات در دولت فاطمي بود. پسرش ابوالحسن علي در دوره امام عزيز (ع) براي نه سال قاضي القضات دستگاه فاطمي بود و بعد از وفاتش امام عزيز (ع) بر جنازه او نماز گزارد. پس از او برادر كوچكترش ابوعبدالله محمد بعنوان قاضي القضات جانشين او شد و امام حاكم (ع) پس از وفات او بر جنازه او نماز خواند. بعد از قاضي ابوعبدالله محمد، خواهر زاده اش قاضي ابوعبدالله حسين به منصب قضاوت تعيين شد و در سال ۳۹۵ در عهد امام حاكم (ع) به قتل رسيد. بعد از او اين مقام عالي قضايي را به ترتيب دو تن از نواده هاي قاضي نعمان عهده دار شدند، يعني: ابوالقاسم عبد العزيز بن محمد كه كتاب « البلاغ الاكبر و الناموس الاعظم في الاصول » از اوست و ابو عبدالله حسين بن علي جانشين او شد. و واپسين فرد اين خاندان ابو محمد قاسم بن عبد العزيز نبيره قاضي نعمان بود كه منصب قاضي القضاتي داشت.

پس از شرح احوال بايد به مذهب قاضي نعمان پرداخت و در باب اين موضوع بايد به چند پرسش پاسخ داد:

۱- آيا پدر قاضي نعمان و خود او قبل از اسماعيلي شدن ( بنابر بعضي روايات ) مالكي بوده اند؟

شايد به تقيه بتوان در مورد پدر او اين سخن را ابراز داشت كه البته آن نيز جاي تعمق دارد. چرا كه پدر قاضي نعمان در خدمت امام عبدالله مهدي (ع) بود و به سال ۳۵۱ هجري قمري در گذشت و پسرش قاضي نعمان بر جنازه او نماز گزارد و او را در قيروان به خاك سپرد. و در ضمن، مدارك سخن از آن دارند كه او پيش از سال ۳۱۱ هجري قمري نيز اسماعيلي بوده است و شايد دليل بر مالكي بودن او اصل قيرواني بودن او بوده باشد. در مورد قاضي نعمان حتي تقيه را نيز نمي توان پذيرفت زيرا در حدود سال ۲۹۲ هجري قمري به دنيا آمده و به سال ۳۱۳ هجري قمري به خدمت و ملازمت امام عبدالله (ع) پرداخته است يعني او از افول نوجواني تحت هدايت و ارشادات مستقيم ائمه فاطمي (ع) قرار داشته است.

۲-  آيا او شيعه اماميه اثني عشري بوده است يا شيعه اماميه اسماعيلي؟

دليلي كه برادران اثني عشري دارند بر سخن همان دليلي مي باشد كه ما نيز بر آن به عنوان يك دليل پا مي فشاريم و آن سخن ابن خلكان است كه اصطلاح اماميه را هم بر شيعيان اثني عشري و هم بر شيعيان اسماعيلي اطلاق كرده است. و نيز قديمي ترين صاحبان كتب و رجال شيعي همچون كشّي، نجاشي و طوسي اصلاً و ابداً نامي از قاضي نعمان نياورده اند و از قرار معلوم ابن شهر آشوب قديمي ترين مرجع اثني عشري است كه از قاضي نعمان و بعضي از آثار او ياد كرده است و وي صريحاً‌ اظهار مي دارد كه قاضي پيرو مذهب شيعه اماميه نبوده است و خوانساري نيز از علماي اثني عشري با او همصداست و اكثريت آنان كه از اثني عشري بودن او حمايت مي كنند به پيروي از سخن نورالله شوشتري او را شيعه اماميه اثني عشري مي دانند. كساني چون حّر عاملي، مجلسي، بحر العلوم، ميرزا حسين نوري ( كه البته ايشان اعتقاد دارند كه او بعد از مالكي، شيعه اثني عشري و بعد اسماعيلي گريده ) و آقا بزرگ تهراني. و ضمناً ابوالمحاسن نيز بر اسماعيلي بودن قاضي نعمان تأكيد دارد و آنچه بيش از هر چيز اسماعيلي بودن او را اثبات مي دارد آثار برجاي مانده از قاضي نعمان مي باشد.

۳ – آيا او بر اساس گفته برادران اثني عشري از روي ترس به تقيه مي پرداخته است؟

در پاسخ بايد گفت دوران خلفاي فاطمي عصر طلايي آزادي يا تاريخ آزادي مقدس يعني آزادي وجدان است. فضاي حاكميت آزاد منشانة فاطميان هيچگونه قيد و بندي را براي ابراز مذهب اشخاص در بر نداشته است. چنانكه در دايرﺓ المعارف شيعه از آيت الله سيد محسن امين مي خوانيم كه فاطميان به فقهاي مذاهب مختلف آزادي فكري كامل داده بودند تا همگي در الازهر گرد آيند و مذاهب خويش را كه همه از تسنن سرچشمه گرفت به هر كس كه خواست تعليم دهند. من جمله عبدالسلام بن محمد بن بندار ابويوسف قزويني پيشواي معتزله در همان دوره به مصر وارد شد و چهل سال در آن ديار بماند و در طول آ‌ن مدت، عقايد و تعاليم خود را كه مخالف تعاليم فاطميان بود به مردم تعليم مي داد.

همچنين در پايان بحث مذهب قاضي نعمان بايد گفت اكثريت محققين و شرق شناسان معاصر كساني چون برنارد لوئيس، ايوانوف، فرهاد دفتري، علامه دهخدا، جان نورمن هاليستر، سيف آزاد، هانري كربن، جعفر سبحاني و … همگي به اسماعيلي بودن قاضي نعمان معتقد هستند.

پس از شرح احوال و مذهب قاضي نعمان در بحث پاياني خود به معرفي آثار و توضيح در مورد بعضي از آثار مي پردازيم.

او داراي تأليفات بسيار نفيس و مهم است كه تعدادي از آنها باقي مانده است. اهميت آثار او در اين است كه او در هر آنچه نوشته مشورت و رأي امامان همزمان خويش را خواستار شده است و در نتيجه اين سنت و روش كار بوده است كه اسماعيليان براي او مرجعيت و احترامي بي حدي قائلند.

حال به بيان آثار او مي پردازيم:

۱- دعائم الاسلام في ذكر الحلال و الحرام و القضايا و الاحكام  

اساسي ترين تأليف قاضي نعمان در فقه است. در مورد اهميت اين كتاب همين قدر كافي است كه بگوييم؛ امام معز u آن را ديكته كرد و كوه علمي آن را تدوين نموده بسان چشمه سار به تشنگان حقيقت عرضه كرد. اين كتاب نه تنها مورد توجه شيعه اسماعيليه بلكه مورد توجه شيعيان اثني عشري هم هست. اين كتاب اولين كتاب فقه شيعه مي باشد كه خدمات گرانبهايي به عالم اسلام كرده است. اين كتاب توسط امام معز (ع) به تمامي نقاط امپراطوري اسماعيلي ارسال گشت و دستور داده شد كه براساس آن پايه هاي اعتقادي و مراسم ديني اين طريقت را استوار سازند. اين كتاب پس از امام معز (ع)  مورد تأييد و تأكيد تمامي ائمه طريقت اصحاب دعوت هاديه قرار گرفته است و همگي بر آن بعنوان اصلي ترين و مهمترين كتاب اعتقادي و مذهبي اين طريقت مهر تأييد زدند و خواندن و درك و بكارگيري آن را از جمله واجبات قرار دادند، بطوريكه مولانا حاكم (ع) در سال 391 هجري قمري نامه اي به يمن براي هارون محمد نوشت و او را در امور حلال و حرام به عمل كردن بر فتاوي كتاب دعائم الاسلام دستور داد و مولانا ظاهر(ع) حكمي صادر كرد كه نگهداري دعائم الاسلام نزد هر شخصي از ضروريات است و حافظ آن مستحق انعام است. علاوه بر ائمه داعيان هم از اين كتاب تعريف و تمجيد كردند. سيدنا حميد الدين كرماني در كتاب « راحه العقل » خود ابتدا خوانندگان را به خواندن كتاب دعائم الاسلام توصيه مي كند تا مردم به واسطه خواندن فلسفه از عبادات غافل نشوند. همچنين سيدنا مؤيد في الدين شيرازي مجالس خود را با آيات و قسمتي از كتاب دعائم الاسلام شروع مي نمود و در بحث و مذاكره و مناظرات خود در شيراز نيز از كتاب دعائم الاسلام استفاده مي كرد. قاضي نعمان در كتاب دعائم الاسلام فقط به ذكر آن احاديث و رواياتي كه با آيات قرآني تطبيق شده اشاره نموده است و احاديثي را كه قاضي در كتاب نقل كرده از حضرت محمد (ص) علي بن ابيطالب (ع) و پنج امام بعدي جانشين اوست ولي اكثريت آنها از امام محمد باقر u و امام جعفر صادق (ع) روايت شده است و از ائمه اسماعيلي بعد از امام جعفر صادق (ع) كه سرچشمه فقه دوره اسماعيلي است روايت نمي كند و دليل بر اين كار اين است كه قاضي مي خواسته است فقهي را ارائه دهد كه فقه جعفري باشد نه نشاني از تقيه و اثني عشري بودن او براساس اعتقادات برادران اثني عشري.

كتاب دعائم الاسلام بر دو جزء است، جزء اول نزد اسماعيليان به دعائم الاسلام السبع معروف است درباره عبادات است و از هفت اركان شريعت بنابر مذهب اسماعيليان سخن مي گويد و شامل هفت كتاب زير مي باشد:

۱- كتاب ولايت           ۲- كتاب طهارت           ۳- كتاب نماز

۴- كتاب زكوﺓ            ۵- كتاب روزه و اعتكاف           ۶- كتاب حج      ۷- كتاب جهاد

و جزء دوم آن شامل بيست و شش كتاب است درباره معاملات يعني امور دنيوي و شامل كتب زير مي باشد:

۱- كتاب معاملات و احكام آن ۲- كتاب سوگندها و نذرها ۳- كتاب اطعمه ۴- كتاب نوشيدنيها ۵- كتاب طبّ ۶- كتاب لباس و بوي خوش ۷- كتاب صيد ۸- گتاب ذبائح ۹- كتاب قربانيها و عقيقه كردن ۱۰- كتاب نكاح ۱۱- كتاب طلاق ۱۲- كتاب عتق ۱۳- كتاب عطايا ۱۴- كتاب وصايا ۱۵- كتاب فرائض ۱۶- كتاب ديات ۱۷- كتاب حدود ۱۸- كتاب سارقين و محاربين ۱۹- كتاب ارتداد و بدعت ۲۰- كتاب غضب و تعدي ۲۱- كتاب عاريه و ديعه ۲۲- كتاب اشياء گمشده، كودك سر راهي و عبد فراري ۲۳- كتاب تقسيم اموال و اشتراك در بنا ۲۴- كتاب شهادت ۲۵- كتاب دعوي و بيّنات ۲۶- كتاب آداب قاضيان

و آنچه در پايان در باب اين كتاب بايد گفت اين است كه كتاب دعائم الاسلام اخيراً‌ دوبار در قم چاپ شده است. يكبار توسط مؤسسه آل بيت از روي نسخه دارالمعارف مصر به زبان عربي تجديد چاپ شده و در بار دوم به همت الحاج سيد منصور نادري سرپرست شيعه اسماعيليه افغانستان در سال ۱۳۷۲ شمسي به زبان فارسي ترجمه و به زيور طبع آراسته گرديد كه جاي تقدير و قدرداني دارد.

۱- تأويل الدعائم : كه اسم اصلي اين كتاب «‌ تربيه المؤمنين و معرفه حدود الدين » است. نعمان در اول كتاب دعائم الاسلام را در عمليات فقه تأليف و تصنيف كرد و سپس كتابي در تأويل عمليات ظاهري و عبادات نوشت كه به نام كتاب تأويل الدعائم مشهور است و اين كتاب نشان دهندة تسلط كامل نويسنده آن بر كلام عرب و تفسير است.

۲- افتتاح الدعوه و ابتداء الدوله: كه در آن از ابتداي سلطنت فاطميان و امام مهدي (ع) و احوالات ابو عبدالله شيعي و فتوحات او در غرب به طور تفصيل سخن به ميان آمده است و از كتب مهم تاريخي و شايد قديمترين منابع در تاريخ فاطميان باشد و آن را قاضي النعمان به امر امام معز (ع) تأليف نموده است و تأليف آن در سال ۳۴۶ هجري قمري به پايان رسيده است.

۳- اساس التأويل: كه در آن آيات بسياري از قرآن به طور مفصل تأويل و تفسير گرديده است و « بنياد تأويل » كه تنها كتاب فارسي مؤيد في الدين شيرازي است، گويا ترجمه اي از كتاب « اساس التأويل » است.

۴- شرح الاخبار في فضائل الائمه الطهار: كه مشتمل بر ۱۶ فصل است. قاضي نعمان در اين كتاب احاديثي را مورد تصديق امام واقع شده است، درج نموده و از احاديثي كه صحت و سقم آنها معلوم نبوده اند صرف نظر كرده است و نيز اين كتاب شرحي راجع به خطبه هاي حضرت علي (ع) است. از نظر تاريخي اين كتاب نيز داراي ارزش مي باشد. اين كتاب نيز اخيراً‌ در قم توسط مؤسسه جامعه مدرسين قم از روي نسخه هاي متعدد خطي به چاپ رسيده است.

۵- قصيده المختار: اين كتاب شعر است و دربار اثبات حقانيت امير مؤمنان علي (ع) و اولادش سروده شده است.

۶- المجالس و المسائرات المواقف و التوقيعات: كه در امور سياسي و تاريخي و مذهبي و ادبي داراي ارزش مي باشد. تاريخ دولت فاطمي و امور اجتماعي آن زمان را شرح مي دهد و در خصوص اختلافات بين فاطميان و امويان صحبت مي كند. در اين كتاب اغلب گفته ها و افعال امام مهدي (ع) ، امام قائم (ع) ، امام منصور (ع) و امام معز (ع) ضبط شده است. همچنين از وقايع و فرامين ائمه در آن ذكر شده است و نيز گزارشي است از تقريرات و تلاميذ امام معز u و در سال ۳۵۱ گردآوري شده است. و تعدادي آثار ديگر كه از ذكر آنها خودداري كرده و مقاله را در اينجا با بيتي از حكيم ناصر خسرو قبادياني در مدح قاضي نعمان به پايان مي رسانيم. ان شاء الله مقبول طبع صاحبان قلم و انديشه واقع شود و ما را از نظرات و انتقادات خود بي نصيب نگذارند.

كز مذهبها درست و حق نيست

جز مذهب بوحنيفه نعمان

و من الله التوفيق

منبع : وبلاگ وجه دین

نویسنده : نادم

 


Tagged as: , , ,